تبليغاتX
*•نشریه جغرافیا دبیرستان خواجه عبدالله•*

*•نشریه جغرافیا دبیرستان خواجه عبدالله•*

تجربه نشان داده است که جدایش ترمهای مختلف سنگهای آذرین از یک ماگمای مشترک ناشی از تحولاتی است که در ماگما ایجاد می شود.

یکی از این تحولات تفریق ماگمایی است.

چنانکه میدانیم یک ماگما در آغاز هموژن است، اما به تدریج ترکیبش تغییر کرده و هتروژن میشود. ناآمیختگی مایعات که در زیر به ترتیب شرح داده میشوند.

  

                  

 ● تفریق به طریق جدایش بلورها
تبلور ماگما سریع نیست، بلکه در یک میدان دمایی و یک دوره زمانی انجام میگیرد در هر مرحله از تبلور ، مایعات و بلورهای همزتیت به ندرت دارای ترکیب مشابه هستند. بطوری که اگر بلورها را از مایع جدا کنیم مذاب باقی مانده ، دارای ترکیبی متفاوت با ماگمای اولیه است. بنابراین در نتیجه جدایش بلورها ، تغییرات پی در پی در ترکیب ماگما بوجود خواهد آمد که تحت عنوان تفریق بلورین یا جدایش بخشی بلورها توصیف میگردد.
معمولیترین مکانیسم جدایش بلور ته نشست وزنی میباشد. بطور کلی ماگماها در دمای یکسان در حدود ده درصد سبکتر از سنگ معادل خود هستند. به همین علت احتمال اینکه بلورهای تشکیل شده رسوب کنند، بیش از احتمال شناور شدن آنها در ماگماست.

● تفریق به طریق انتشار حرارتی
منظور از انتشار حرارتی این است که مواد تشکیل دهنده ماگما از یک افق با درجه حرارت مشخص به افقی دیگر با دمای کمتر یا بیشتر مهاجرت میکند. انتشاری که در دمای بالا انجام میگیرد، ممکن است موجب هموژن شدن یک ترکیب هتروژن و یا سرد قرار گیرد، سازندههای مشخصی به سمت دمای بالا و سازندههای مشخص دیگری به سمت دماهای پایین مهاجرت میکنند. این پدیده برای مایعات اثر سورت نام دارد.

● تفریق در اثر انتشار ثقلی
جابجایی عناصر تحت اثر نیروی گرانشی در یک ماگمای کاملا مذاب باعث جدا شدن عناصر سنگین و سبک از یکدیگر میشود. میدانیم اتمها همیشه در جنبش هستند و هر اتم دارای جرم مشخصی است. بنابراین در یک مایع هموژن ، اتمها تمایل زیادی به یافتن یک آرایش مجدد متناسب با وزن اتمی خود و نیروی ثقل دارند.
هنوز نمیدانیم که این فرآیند با چه سرعتی انجام میگیرد و با چه سرعتی شیب یا افت نسبی گرادیان تمرکز حاصل از این فرآیند بوسیله نیروهای چسبندگی مولکولی و ذرهای و حرکات کندکسیون در ماگما خنثی میگردد. شیمیدانان برای جدا کردن مولکولهای سنگین از یک محلول آبکی توسط اولترا سانتریفوژ به شتابی مقادیر زیادی از عناصر قادر به جدا شدن از یک مایع سیلیکاته غلیظ باشند.

● تفریق در اثر جریان
اگر یک مذاب به همراه بلورهای معلق در آن از درون یک مجرا یا شکاف بگذرد، بلورهای معلق در آن تمایل دارند به بخشی از جریان که دارای بیشترین سرعت است مهاجرت نموده ، از دیوارههای مجرا فاصله بگیرند. تفریقی را که در سیلهای پیکریتی ناحیه اسکی (Skye) مشاهده میشود مربوط به تفریق جریانی میدانند. در این سیلها تمرکز الیوینها را در مرکز (وسط) سیل میببینیم، در حالیکه انتظار داریم که در قاعده سیلها دیده شود. این پدیده در بسیاری از دایکهای پیکریتی همان منطقه اسکی دیده شده است.
پر واضح است که حاشیه تبلور دایک یا سیل نشان دهنده ترکیب اولین ماگمایی است که به آن شکاف وارد شده است، در حالیکه بخش مرکزی (میانی) همان شکاف ممکن است از انجماد ماگمای دیگری حاصل شده باشد. در دایکهای فوق الذکر تمرکز الیوین در قسمت میانی دایک یا سیل را باید نتیجه جاری شدن و ورود بخشی از ماگمای مافیک موجود در ته مخزن ماگمایی به درون شکافها دانست.

● تفریق در نتیجه پالایش فشاری
پالایش فشاری به معنی جدایش مکانیکی بخش مایع ماگما از بخش متبلور شده آن از طریق فضاهای بین بلوری است. بدین ترتیب که نیروهای فشاری میتوانند بلورها را به هم فشرده و مایع بین آنها را خارج کنند. مایع خارج شده که از دسترس بلورها دور میشود، دارای ترکیبی غیر از ماگمای اولیه است. این نظریه با اشکالاتی روبرو است، زیرا هنگامی این فرِآیند میتواند موثر واقع شود که بخش عظیمی از ماگما متبلور شده باشد.
در آنصورت نیز مساله مقدار بحرانی مایع که از ۲۶ در صد باید تجاوز کند مطرح می گردد. با وجود این وشن شده که پالایش فشاری در طبیعت نقش غیر قابل چشم پوشی دارد. آندرسون و همکارانش (۱۹۸۴) عقیذه دارند که عامل بیرون رانده شدن مایع از فاز بلورین ، فشار بخار آبی است که در مراحل نهایی تبلور در ماگمای باقیمانده متراکم میگردد.

● تفریق از راه هسته بندی انتخابی
در شرایط تبلور کامل ، همه ماگماها به محض اینکه در اثر سرد شدن به دمای جامد شدن میرسند، بطور کامل متبلور میگردند. تبلور ماگما باعث پیدایش مجموعهای از کانیها میگردد که سکانس تبلور آنها را میتوان از طریق روابط فازها پیشگویی کرد. اما تبلور واقعا به این آسانی انجام نمیگیرد. بعضی از سنگهای آتشفشانی مانند ابسیدینها ، بدون آنکه متبلور شوند در شرایط اتمسفری سرد میگردند و بسیاری از سنگهای آتشفشانی دارای یک خمیره شیشهای هستند.
ویگر (۱۹۵۹) چنین اظهار میدارد که سکانس لایه بندی که افق کرومدار توده نفوذی و مطبق بوشفلد دیده میشود، بازتاب چگونگی و ترتیب هسته بندی بلورهاست که در یک ماگمای فوق اشباع از عنصر کروم انجام شده است. در قاعده توده یک بخش شاخص ریتمیک (تناوبی از لایهها) با ضخامت ۳۰ متر وجود دارد که پایینترین قسمت آن از کرومیت تشکیل شده و به تدریج به برونزیت تبدیل گشته است.

● تفریق به علت ناآمیختگی مایعات
ناآمیختگی مایعات باعث جدا شدن دو مایع از یک مایع هموژن میگردد. در مطالعات تجربی روی مذابهای سیلیکاته ، ناآمیختگی مایعات تنها در ابعاد محدودی مشاهده شده و شواهد پتروگرافیک برای ناآمیختگی مذابهای سیلیکاته با کربناتها یا با سولفیدها در مقیاس وسیعی دیده شده است.

منبع : دانشنامه رشد  

عکس های مرتبط با این موضوع

                   اندازه بزرگ                                                                 اندازه بزرگ

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/02/15ساعت 5:34 توسط سارا سیاح |


هر یک از عناوین درج شده در این بخش پیوندی است که کاربر را به توضیحاتی کامل از این علم ارتباط می دهد:
مبانی جغرافیا: در این مبحث تاریخ جغرافیا، فلسفه و مکاتب جغرافیا، آموزش جغرافیا و روشهای آن، روش تیقیق جغرافیا و همچنین مابع و مأخذ جغرافیا می گردند.
جغرافیای طبیعی: اين مبحث از جغرافي شامل:
ژئومورفولوژي، جغرافياي ديرينه، جغرافياي آبها، جغرافياي خاک ها، آب و هوا و اقليم شناسي، جغرافياي زيستي و جغرافياي نواحي خشک و نيمه خشک مي باشد.
جغرافیای فیزیکی (ریاضی): در این مبحث کلیات مربوط به شکل گیری کهکشان و کیهان، منظومه شمسی و موقعیت زمین در فضا مورد بررسی قرار می گیرد.
جغرافیای انسانی: اين مبحث از جغرافيا شامل
: جغرافياي جمعيت، جغرافياي تاريخي، جغرافياي سياسي، جغرافياي فرهنگي (نژادها و السنه)، جغرافياي شهري و برنامه ريزي شهري، جغرافياي روستايي و برنامه ريزي روستايي،جغرافياي کوچ نشيني، جغرافياي پزشکي و امراض، جغرافياي نظامي و جغرافياي ناحيه اي و برنامه ريزي مي باشد.
جغرافیای اقتصادی: اين مبحث شامل: جغرافياي کشاورزي،
جغرافياي منابع، معادن، صنايع و توليدات صنعتي، جغرافياي حمل و نقل، جغرافياي مسکن، جغرافياي توريسم، جغرافياي بازرگاني و بازاريابي، جغرافياي توسعه، آمايش سرزمين و جغرافياي کاربردي است.
نقشه و نقشه برداری: اين مبحث شامل: کارتوگرافي عمومي، فتوگرامتري و تفسير عکس و نقشه، نقشه برداري زميني و اطلاعات جغرافيايي، نقشه برداري دريايي، نقشه برداري هوايي و چاپ مي شود.
فناوریهای کاربردی: در اين مبحث شامل:
سيستم اطلاعات جغرافيايي (GIS)، سنجش از دور (RS) و سيستم موقعيت ياب جهاني (GPS) مي شود.

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/01/25ساعت 17:50 توسط سارا سیاح |


 

زیر سطح زمینی که ما برآن گام می گذاریم بـر خــلاف سطــــح سـخت وجامدآن ویژگیهای خاص خود را دارد. با افزایش عمق هم جنس وهم حالت مواد سازنده زمین تغییر می کند . این همان چیزی است که باعث تعجب و شگفتی می شود . کره زمین را براساس تغییر خواص فیزیکی وشیمیایی آن به چند لایه تقسیم می نمایند

 

 

دانشمندان علوم زمین و زلزله شناس با مطالعه امواج ثبت شده زلزله ها درایستگا ههای زلزله سنجی وزلزله شناسی به این واقعیات متفاوت از هم پی برده اند. اولین بررسی ها که در این زمینه انجام شده است بیانگر تغییر روند امواج در اعماق چهل کیلومتری خشکیها و پنج کیلومتری کف اقیانوسها می باشد جائی که بنام حد فاصل بین پوسته و گوشته شناخته می شود و به افتخار کاشف آن« موهوروویچ» استاد دانشگاه زاگرب به نام انفصال «موهو» معروف شده است . ضخامت متوسط قسمت جامد پانزده کیلومتر و وزن مخصوص آن 2.7 است .
این انفصال مرز بین انواع مختلف سنگها است و با یک افزایش تند در سرعت امواج
PوS مشخص می شود . این قسمت از زمین بنام“ پوسته ” زمین معروف است که درمقایسه با شعاع زمین ضخامت نا چیزی دارد . ضخامت پوسته زمین در زیر اقیانوسهانازکتر از قاره ها است .( حداقل 10 کیلومتر در زیردریاهاوحداکثر 60 کیلومتر در زیر خشکیها )

 

پوسته زمین از دوبخش تشکیل می شود :
!! بخش سیال (
SIAL
)
بخش سیال (SIAL )که بیشتر از سنگهای گرانیتی و گرانودیوریت تشکیل و بعلت فراوانی عناصر سلیسیم و آلومینیوم ( SI-AL ) بنام سیال خوانده می شود.

!! بخش سیما (
SIMA )
بخش سیما ( SIMA )که قشر زیرین پوسته است و بیشتر از بازالتی تشکیل شده وبه علت دارابودن سیلسیم ومنیزیم ( SI-MG ) به نام سیما معروف است .

البته از تخریب سنگهای دو بخش بالا طبقه رسوبی تشکیل می گرددکه شامل آبرفتها ونهشته های مختلف است .ضخامت این طبقه در گودیها گاهی به 10 کیلومتر می رسد وبعضی جاها دگرگون شده اند.

 

دومین گسستگی که در روند امواج منتشر شده از زلزله ها مشاهده می شود در عمق 2900کیلومتری از سطح زمین است و بنام “گوتنبرگ”معروف است.
حد فاصل بین گسستگی موهوروویچ وگوتنبرگ بنام گوشته معروف است.در گوشته نیز خصوصیات امواج لرزه ای تغییر می نمایدکه با توجه به همین تغییر به چندبخش تقسیم می شود:

 

 

 

 

 

 

الف ) لایه بالایی :
این بخش منشاء بسیاری از فعالیتهای زمین شناسی است همانندفغالیتهای ماگمایی ، زلزله های عمیق و تغییر مکان قاره ها.بخش بالایی همراه با پوسته یک لایه به ضخامت 70تا 100کیلومتررا تشکیل می دهدکه از سنگهای سخت وشکننده تشکیل می دهدوبنام “ سنگ کره ”خوانده می شود . سنگ کره به قطعاتی تقسیم شده که به هر یک از آنها“صفحه” می گویند. صفحه ها نسبت به یکدیگر در حال تغییر و جابجائی می باشند که این حرکتها رویدادهای زمین شناسی را بوجود میآورد. محققین زمین شناسی بر وجود سنگهای فو ق بازی در این قسمت اتفاق نظر دارند، اما در مورد توزیع آن اتفاق نظر ندارند.
در زیر سنگ کره ناحیه ای به نام “سست کره” معروف است .سرعت امواج لرزه ای در این قسمت کاهش می یابدوبه لایه ای کم سرعت هم معروف است.


ب)- ناحیه عبور

این منطقه بین 400 تا حدود 1000 کیلومتری عمق زمین است . در این قسمت شاهد افزایش نسبی سرعت امواج هستیم که بیانگر تغییر ماهیت سنگهای این قسمت است


ج )- گوشته پائینی

از عمق 1000 تا 2900 کیلومتر عمق زمین است . در این قسمکت سنگها چگال وبسیار الاستیک اند وسرعت امواج زلزله بصورت تقریباً یکنواختی افزایش می یابد.
در زیرگوشته زمین از عمق 2900 کیلومتری تا مرکز زمین هسته زمین قراردارد. درهسته زمین د عمق 5120 کیلومتری یک انفصال در خواص الستیک هسته وجود داردکه هسته رابا توجه به آن بدو قسمت خارجی و داخلی تقسیم می کنند. از آنجا که امواج عرضی از هسته خارجی عبور نمی کنند بایستی این قسمت را مایع دانست و چون درهسته داخلی سرعت امواج افزایش می یابد این قسمت را جامد می دانند.

 

 

 

 

 

 

 

n      جنس هسته زمین را بیشتر نیکل و آهن تشکیل داده است . هسته نقشی درحرکت ورقه های سنگ کره ندارد ولی منبع تولید میدان مغناطیسی زمین است.
پوسته زمین به انضمام قسمت بالائی گوشته فوقانی قسمت سخت زمین را تشکیل می دهند که سنگ کره یا لیتوسفر خوانده می شود و بر سست کره که حالت خمیری دارد واقع شده است . ضخامت لیتوسفربطور متوسط 100کیلو متر است.لیتوسفر به صفحه های مجزائی تقسیم می شود که این صفحه ها ثابت نیستند و دائماً در حال حرکتندکه منجر به ایجاد پدیده های مختلف تکتونیکی می گردد.
لیتوسفر از شش صفحه اصلی بنامهای افریقا،اوراسیا،امریکا،آرام،استرالیاوقطبی بعلاوه چند صفحه کوچکتر تقسیم شده است.حرکت صفحه ها نسبت به هم به سه طریق انجام می گیرد :
الف )- در پشته های اقیانوسی صفحه ها از هم دور می شوند ومواد مذاب درون زمین از اینجا بیرون می ریزد.
ب ) – صفحه ها بهم نزدیک وبا هم بر خورد می کنندویک صفحه به زیر دیگری می رود ( در مرز صفحه های اقیانوسی وقاره ای)
ج ) – صفحه ها در کنار یکدیگر می لغزند.
به حالت “ الف” که ورقه ها از هم دور می شوند و باعث بیرون ریختن مواد مذاب می شود بخش “سازنده” زمین می گویند و به قسمت “ب” که که صفحه ها به هم برخورد وبه زیر یکدیگر می روند بخش “ مخرب ” می گویند.
بیشتر فعالیتهای تکتونیکی مثل زلزله هادر حاشیه صفحه ها ی پوسته زمین رخ می دهد و قسمت مرکزی صفحه های زمین کمتر دچار زلزله شده اند، و همینگونه زلزله ها در محل برخورد صفحه های قاره ای اتفاق می افتد .
درمحل دور شدن صفحه ها از هم در پشته های اقیانوسی مواد مذاب بیرون ریخته و منجمد می شوند و بخشی از صفحه ها تولد شده از محور میانی از هم دور می شوند ، وبعد از طی مسافتی نسبتاً طولانی صفحه های مزبور دوباره در گوشته فرو رفته ومدفون می شوند وموجب ایجاد گودالهای عمیقی میگردد نظیر گودال ماریان ، کوریل و…..
تکتونیک صفحه ای از محور بر آمده اقیانوسها متولدو بطور جانبی گسترش می یابد و سرانجام به اعماق گوشته رانده می شود. قاره ها دارای ضخامت زیاد هستند و ازنظرترکیب شیمیائی و جنس با صفحه های اقیانوسی تفاوت دارندودر صفحه های اقیانوسی همانند میخ قراردارن یا همانندچوب پنبه که در آب شناور است قرار دارندودر نتیجه قاره ها نیز در حرکت صفحه ها شرکت می کنند.
زلزله هادر جاهائی که صفحه ها با هم اصطکاک دارند یا جاهایی صفحه ها در مقابل هم واقعند و یا جاهایی که صفحه ها بدرون زمین فرو می روند مشاهده می شوند.

 

 

 

 

 

 

جو زمين لايه نازكي از گازها است كه كره زمين را احاطه كرده اند. اين جومتشكل از 78% نيتروژن، 21% اكسيژن، 9/0% ارگون، 03/0% دي اكسيدكربن ومقدار كمي از گازهاي ديگر است. اين لايه نازك گازي با حفظ گرماي درون جو وجلوگيري از تابش تشعشعات فرا بنفش خورشيد به زمين، كره زمين را نسبت به دماي بالا عايق مي كند. ضخامت جو زمين   حدود 300 مايل(480 كيلومتر) است.اما حدود 80% از جو زمين در 10 مايلي(16 كيلومتر) از سطح زمين ان جاي مي گيرد. محل دقيقي به عنوان پايان جومعرفي نشده است. تنها ميتوان به اين اشاره كرد كه جو نازكتر ونازكتر مي شود تا جايي كه در فضاي خارجي محو مي شود

 

 

 

 

 

 

مغناطيس كره، محيط مغناطيسي كره زمين است. كره زمين يك اهنرباي بزرگ دو قطبي است.احتمالا علت وجود ميدان مغناطيسي زمين هسته مذاب ان است كه از جنس اهن ونيكل مي باشد.اين ميدان مغناطيسي به دو قطب شمال وجنوب مي پيونددو در طول تاريخ زمين شناسي چند بار معكوس شده است.ميدان مغناطيسيزمين در خط استوا حدود32/0 گوس و در قطبها حدود62/0 گوس است. ويليام گيلبرت در سال 1600 فرض كرد كه زمين يك اهنرباي بزرگ است.توماس گلد در سال1959 نام مغناطيس كره را مطرح كرد.مغناطيس كره به مقدار زيادي در فضا امتداد يافته و تحت تاثير باد خورشيدي (يون ها و الكترون هاي منتشر شده از خورشيد)قرار دارد. مغناطيس كره از 60 تا 37280 مايل(100 تا 60000 كيلومتر)در فضا به سمت خورشيد و 186500 مايل(300000 كيلومتر) دور از خورشيد امتداديافته ودامنه مغناطيسي زمين را تشكيل مي دهد. ايست مغناطيسي مرز بين محدوده اي است كه در يك طرف ان ميدان مغناطيسي كره زمين ودر طرف ديگر ان  ميدان مغناطيسي بقيه منظومه شمسي غالب است.

 

+ نوشته شده در جمعه 1386/12/24ساعت 17:0 توسط سارا سیاح |


 

 

سه ماه بعد از سقوط صدام، شوراي حکومتي با نظارت اشغالگرها در کاخ ديکتاتور سابق جمع شدند تا درباره وضع عراق تصميم بگيرند اما اولين مشکل سر ميز شورا، پرچم عراق بود.

مشكل اين بود كه بعد از جنگ اول خليج‌فارس، صدام با دست‌ خط خودش كلمه آ«الله اكبرآ» را به پرچم 3رنگ سياه و سفيد و قرمز عراق اضافه كرد تا بگويد من خيلي مسلمان‌ام ولي حالا سر ميز، کساني بودند که صدام دودمان‌شان را به‌باد داده بود و نمي‌خواستند اثري از او ببينند؛ از طرفي اعضاي ديگر با حذف كلمه الله‌اكبر مخالف بودند چون حذف نام خدا را توهين‌آميز مي‌دانستند. پس هيچ پرچمي روي ميز گذاشته نشد و فقط يك نقشه عراق زدند به ديوار.

هر حكومتي كه در عراق سر كار آمده، يكي از اولين کارهايش تغيير پرچم اين كشور بوده است. از زمان استقلال عراق (سال 1921 تا حالا) پرچم عراق 4بار عوض شده. اولين پرچم عراق 3 رنگ سياه، سفيد و سبز بود که شباهت فراواني با پرچم اردن داشت؛ 38سال بعد با روي كار آمدن عبدالكريم قاسم، 8ستاره با يك دايره زردرنگ در وسط آن به پرچم اضافه کرد اما 4سال بعد با سقوط عبدالكريم قاسم، پرچم جديد عراق طراحي شد.

پرچم جديد 3رنگ داشت؛ قرمز، سفيد و سياه به همراه 3 ستاره در وسط آن. ستاره‌هاي سبز نشانه حزب بعث و سه تا بود تا نشان بدهد در جهان عرب 3 حزب بعثي (مصر، عراق و سوريه) وجود دارد. اين پرچم تا سال91 بود تا اينکه صدام- که گير جنگ کويت بود- مفهوم 3 ستاره پرچم عراق را آزادي، اتحاد و سوسياليسم معنا كرد و واژه الله‌اكبر را هم در ميانه ستاره‌ها جاداد.

سال2004 دولت موقت عراق پرچم جديدي را طراحي كرد كه مي‌خواست همه‌جوره با پرچم قبلي متفاوت باشد. پرچم پيشنهادي سفيد و زرد- با2 خط آبي به نشانه دجله و فرات که رنگ زرد را احاطه كرده بود- به همراه يك هلال در وسط قسمت سفيد آن بود. رنگ زرد نشانه اقليت كرد عراق بود.

اين پرچم چون شبيه پرچم اسرائيل بود، هيچ‌وقت جدي گرفته نشد. سرانجام بعد از بکش بکش زياد پارلمان عراق، ماه پيش طرح پرچم جديد اين کشور را تصويب کرد. در پرچم جديد 3ستاره موجود در پرچم قبل حذف شد و خط الله‌اکبر به خط کوفى تغيير کرد.

رنگ الله‌اکبر نيز از رنگ سياه به سبز تغيير پيدا کرد. اين پرچم از سه‌شنبه هفته قبل به اهتزاز درآمد و تا يک سال آزمايشي است .پرچم پيشنهادي براي عراق كه چون شبيه پرچم اسرائيل بود بي‌خيالش شدند! مسابقه تعيين پرچم تازه در عراق همچنان ادامه دارد. البته پرچم عراق در کردستان عراق- که براي خودش دم و دستگاه و حتي پرچم جدا دارد- خريدار ندارد و حتي مسعود بارزاني- رئيس منطقه خودمختار كردستان عراق- دستور داده که پرچم عراق از تمام ادارات و نهادهاي دولتي كردستان پايين کشيده شود و شرط قبول پرچم جديد را هم به تأييد پارلمان کردستان منوط کرده.

پرچم‌هاي متفاوت
پرچم‌ها معمولا مستطيل‌اند و پشت و رويشان هم يك چيز است اما چند كشور دنيا هستند كه از فرط خوشحالي تريپ متفاوت برداشته‌اند و پرچم غيرمعمولي دارند.

نپال:
نپالاحتمالا توليد اين پرچم براي شرکت‌هاي پرچم‌ساز مصيبت است؛ 2 مثلث که 40سال است نماد اين کشور فسقلي است.

حالا خوبي‌اش اين است که نپال پشت کوه قاف و بالاي اورست است و عددي به‌حساب نمي‌آيد.

2 مثلث سمبل کوه‌هاي هيماليا و 2 مذهب بودا و هندو است. البته پرچم اين كشور فسقلي كلي فلسفه ديگر هم دارد.

سوئيس: سوييس

مربع است و از قديمي‌ترين پرچم‌ها که از قرن چهاردهم استفاده شده و برعکس‌اش مي‌شود پرچم صليب سرخ. تنها کشور ديگري که پرچمش مربع است واتيکان است.

 

پاراگوئه: 
اين پرچم برخلاف همه پرچم‌ها دوطرفه است؛ يک طرفش آرم جمهوري و طرف ديگرش آرم انقلاب. پرچم مولداوي هم همين‌طور است. يك طرف پرچم شوروي سابق هم داس و چکش داشت و يك طرفش نداشت.

پاراگوئه

ليبى: تا قبل از سال1977، پرچم ليبي شبيه مصر بود اما قذافي با مصري‌ها مشكل پيدا کرد و قات زد و گفت يک تکه پارچه سبز براي پرچم كافي است.

نشانه‌ها در پرچم
صليب: روي پرچم بعضي کشورهاي مسيحي، نشانه پيروي از  مسيح است.
ستاره 5 پر زرد: روي پرچم كمونيست‌ها نشانه حاکميت حزب کمونيست است.

علائم صنعتي يا کشاورزي: نشانه رواج صنعت يا کشاورزي در يک کشور يا علاقه‌مندي به رواج آن يا نشانه توجه به 2 قشر صنعتگران و کشاورزان است. در پرچم کشورهايي چون برمه، آنگولا،موزامبيک و... ديده مي‌شود.

پرچم ساير کشورها روي پرچم  خود کشور:  نشانه سابقه تاريخي يا استعماري نفوذ آن کشور روي کشور صاحب پرچم است؛ مثل پرچم آفريقاي جنوبي، استراليا و نيوزلند .

تصاوير گياهان: پوشش غالب گياهي يک کشور معمولا جايي در پرچم کشورها دارد مثل لبنان(درخت سدر) و کانادا(برگ افرا).

تصاوير حيوانات:
نشانه علاقه مردم آن کشور به اين حيوانات يا باور مذهبي نسبت به آنهاست يا آن حيوان نقش مهمي در تاريخ کشور داشته يا يك چيز ديگر؛ مثل شير در پرچم سريلانکا يا اژدها در پرچم بوتان که نماد بوداست واعتقاد به اينکه بوتان محل زندگي نسل اژدها‌هابوده  و اژدها نماينده قدرت است.

يك پرچم يا 3 پرچم؟
اين انگليسي‌ها آخر مارمولک‌اند؛ وقتي مي‌خواهند در المپيک يا جايي که تعداد مدال و نفر مهم است شرکت کنند، همه بريتانيا را زير يک پرچم جمع مي‌کنند اما وقتي پاي مسابقات فوتبال و انتخابي جام جهاني يا جام ملت‌هاي اروپا مي‌آيد وسط، تقسيم مي‌شوند و هر کدام يک کشور و يك تيم مي‌شوند؛ چون اين‌طوري احتمال حضور نمايندگان از بريتانيا در مسابقات نهايي بيشتر مي‌شود. به هر حال احتمال 4تا (انگليس، ولز، اسکاتلند، ايرلند شمالي) از يکي (بريتانيا) بيشتر است.

پرچم انگليس، صليب‌سرخ سنت‌جورج اژدهاکش است (ظاهرا از قديم در انگليس اژدها به عمل مي‌آمده) و پرچم اسکاتلند، صليب سفيد سنت اندرو- قديس حامي اسكاتلند- است. حاصل جمعشان پرچم بريتانياست؛ بعد وقتي با پرچم صليب قرمز كه نشانه سنت پاتريك- قديس حامي ايرلند- است، جمع شود‌‌، پرچم اتحاديه پادشاهي درست مي‌شود.

پرتغييرترين پرچم
همسايه شرقي‌مان پرچمش هم مثل تاريخش بسيار متغير است. آنها در 100سال اخير، 19بار پرچمشان را اساسي عوض کرده‌اند؛ از سياه سياه که نماد قيام ابومسلم بود تا قرمز قرمز که نماد کمونيست‌ها بود تا سفيد سفيد طالبان. (ترتيب از چپ به راست؛  فقط 15 عدد از پرچم‌ها اينجا جا شد!)

پرچم‌هاي مشابه

اسکانديناوي
قديمي‌ترين پرچمي که هنوز استفاده مي‌شود، پرچم دانمارک است.
براساس افسانه‌هاي دانمارکي، در 15ژوئن 1219، آسمان دهان باز كرده و در جريان جنگي در استوني پرچم دانمارك افتاده زمين! پرچم دانمارک از آن تاريخ به همين صورت مانده.

همين ماجرا باعث شد تا وايکينگ‌ها هم که در منطقه اسکانديناوي پلاس بودند از اين نوع طرح استفاده کنند. الان 5کشور اروپايي، طرح صليب در گوشه پرچم دارند. مدتي هم که هيتلر جنگ را راه انداخته بود، پرچم نازي‌هاي آلمان شبيه اينها بود.

اختلاف شديد رنگ‌ها هم براي اين است که وايکينگ‌ها در مه کشتيراني مي‌کردند و براي همين براي شناسايي سريع همديگر از رنگ‌هاي جيغ مختلف استفاده مي‌كرده‌اند.

كشورهاي عربي


پرچم‌هاي عربي 11كشور عربي، تركيبي از 4رنگ است:
رنگ سياه: نماد خلافت بني‌عباس
رنگ سبز: نماد خلافت فاطميون
رنگ سفيد: گفته‌اند نماد صلح است
رنگ قرمز: اولين بار توسط شريف حسين- شريف مکه- در آغاز قرن بيستم و در قيام اعراب عليه عثماني به‌نشانه پان‌عربيسم به 3 رنگ بالا اضافه شد. بعضي مي‌گويند اين رنگ، رنگ دولت اموي هم بوده است.

اسلاوهااسلاوها
چون روسيه كشورهاي شرق و جنوب شرق اروپا را از عثماني‌ها گرفت و هنوز هم آنها را مورد عنايت قرار مي‌دهد، آنها هم به پاس اين خدمت، 3 رنگ پرچم روسيه را، 3 رنگ پرچم‌هايشان قرار دادند.

 

آفريقايي‌ها
اكثر كشورهاي اين قاره، 3 رنگ پرچم اتيوپي را كه از قديمي‌ترين كشورهاي قاره است، به‌عنوان 3رنگ اصلي خودشان انتخاب كرده‌اند. البته بعضي‌ها هم رنگ سياه را به‌عنوان رنگ پوست مردم قاره وارد پرچمشان كرده‌اند.

در كتب خطي، 3رنگ زرد، سبز و قرمز اصلي هم به ترتيب رنگ طلا (محصول ارزشمند آفريقا، جنگل‌ها و خون مردم تفسير شده.

پرچم‌هاي بين‌المللي

هلال احمر:
کشورهاي اسلامي در دهه30 ميلادي با تأسيس اين سازمان، پرچم سازمان را هم اين‌جور طراحي کردند که نشان عثماني‌هاست.

 

صليب سرخ:
 
اين پرچم همزمان با تأسيس اين نهاد در سال۱۸۶۳ در ژنو سوئيس به‌وجود آمد و براي اولين بار به‌طور رسمى در سال۱۸۸۱ در آمريكا براي کمک به قربانيان آتش‌سوزى در جنگل ميشيگان برافراشته شد.

   

سازمان ملل متحد:
اين پرچم  سال 1946 طراحي شد. آبي و سفيد نماد آرامش و صلح‌ است و 2 شاخه زيتون هم نمادي تاريخي هستند.

 اين نوع نمايش زمين،  تصويرسازي مخروطي از قطب شمال است؛ انگار كه بيننده قطب جهان را مي‌بيند.

 

المپيك:
اين پرچم در ۱۹۱۴ طراحى شد. هر كدام از حلقه‌ها نشانگر ۵قاره جهان‌ هستند. انتخاب اين رنگ‌ها به اين دليل بوده است كه حداقل يكى از آنها در پرچم هر كشورى وجود دارد.

 

پرچم‌هاي پدران‌ماندرفش كاوياني

قديمي‌ترين پرچم ايران همان ماجراي اساطيري آ«درفش کاويانيآ» است که کاوه آهنگر وقتي عليه ضحاک قيام کرد، پيشبندش را پرچم کرد.

 اين پرچم با آن سابقه افسانه‌اي، از رنگ‌هاي زرد و سرخ و بنفش تشكيل شده بود. اين پرچم در 3 سلسله ايراني قبل از ورود اسلام مورد استفاده بود و هر پادشاه به آن طلا و جواهر و نذر و نيازي، چيزي اضافه مي‌کرد.

بعد از ورود اسلام، ايراني‌ها تا 200سال پرچمي نداشتند؛ فقط ابومسلم خراساني موقع قيامش عليه بني‌اميه پرچم سياه داشت.

در 355 قمري، سلطان محمود غزنوي داد نقش يک ماه را روي پرچم سياه طلادوزي کنند و بعد پسرش مسعود شير را به جاي ماه كرد توي پرچم.

شاه طهماسب

در زمان خوارزمشاهيان و سلجوقيان خورشيد هم بر پشت شير سوار شد؛ توجيه هم مي‌كردند كه شير نماد دلاوري است و نشانه ماه مرداد- اسد- هم هست و خورشيد هم در ماه مرداد در اوج گرماست كه انصاف مي‌دهيد خيلي توجيه بي‌ربطي بوده.

شاه اسماعيل و شاه طهماسب صفوي شير و خورشيد را حذف کردند.

در زمان شاه اسماعيل پرچم يکپارچه سبز بود و روي آن تصوير ماه بود. شاه طهماسب هم كه متولد فروردين- برج حمل- بود، دستور داد به جاي شير و خورشيد، تصوير گوسفند- نماد برج حمل را- روي پرچم‌ها و بر سکه‌ها بکشند. پرچم ايران در بقيه دوران صفويان سبز بود همراه با شير و خورشيد زردوزي شده.

در زمان نادرشاه افشار پرچم به 3 رنگ فعلي درآمد با شيري در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن که خورشيدي نيمه برآمده بر پشت آن بود و در درون دايره خورشيد نوشته بود آ«الملک‌لِلهآ». پرچم نادر سه‌گوش و به قول معمارها قناس بود.

در دوره قاجارها، پرچم چهارگوشه شد اما آغامحمدخان چون از نادر بدش مي‌آمد 3 رنگ سبز و سفيد و سرخ را برداشت و تنها رنگ سرخ را روي پرچم گذاشت. دايره سفيد رنگِ بزرگي در ميان اين پرچم بود که در آن تصوير شير و خورشيد وجود داشت با اين تفاوت که اين بار شمشير داده بودند دست آقاشيره. در زمان فتحعلي شاه، ايران 2پرچم داشت؛ يکي سرخ و ديگري سفيد که دومي براي امور ديپلماتيک و سياسي استفاده مي‌شد.

در زمان ناصرالدين شاه، اميرکبير همان رنگ‌هاي پرچم نادر را برگرداند اما دستور داد شکل پرچم مستطيل باشد؛ بالا سبز و پايين قرمز و نشان شير و خورشيد و شمشير در ميانه پرچم قرار گيرد بدون آنکه تاجي بر بالاي خورشيد گذاشته شود.

بدين ترتيب پرچم ايران تقريبا به شکل و فرم پرچم امروزي ايران درآمد.

در انقلاب مشروطه و مجلس آن موقع هم پرچم ايران با همان وضع حفظ شد و در اصل پنجم متمم قانون اساسي آمد آ«الوان رسمي بيرق ايران، سبز و سفيد و سرخ استآ». در سال1337 قرار شد طول پرچم اندکي بيش از يک برابر و نيم عرضش باشد.

انقلاب كه شد، در جريان تصويب قانون اساسي، تصويب شد پرچم همان 3 رنگ سبز، سفيد و سرخ باشد و نشانه جمهوري اسلامي (تشکيل شده با حروف الله‌اکبر) در وسط آن بيايد. اين نشان را حميد نديمي طراحي کرد که در ارديبهشت58 مورد تاييد امام قرار گرفت.

به‌جز اينها كه خوانديد، پرچم ايران ريزه‌کاري‌ها و نکات بامزه‌اي دارد مثل اينکه چند بار مي‌تواند شسته شود و... که خواندن‌شان جالب است.

 براي اينكه بفهميد قضيه چقدر جدي است، يك سر به اين سايت بزنيد؛

+ نوشته شده در شنبه 1386/12/18ساعت 20:49 توسط سارا سیاح |